کد خبر: 612705
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۲ - ۲۱:۱۶
حسين قدياني

«اعتدال بيش از آنكه يك شعار محوري باشد، يك شيوه رفتاري است، لذا طرح آن به عنوان شعار شعارها از طرف دولت يازدهم اساساً بي‌وجه است». اين هر چند «نقد مشترك» جماعتي از هر دو جريان اصلاحات و اصولگرايي به شعار اعتدال است، اما درست يا نادرست، اعتدال به عنوان شعار اول دولت روحاني انتخاب شده، لذا بايد بررسي كرد كه نسبت اصولگرايان و اصلاح‌طلبان با اعتدال به عنوان شعار استراتژيك دولت يازدهم چيست؟

اصولگرايان بارها صادقانه گفته‌اند؛ «اعتدال هرگز ايده‌آل شعارها و آرمان غايي‌شان نبوده و نيست، اما از آنجا كه هيچ وقت عنادي با اعتدال نداشته‌اند، نه فقط مخالفتي با طرح اعتدال به عنوان شعار اول دولت ندارند، بلكه يكي از مهم‌ترين خواسته‌هاي‌شان از دولت روحاني، عمل به همين شعار اعتدال است و نمايش آن در رفتار دولتمردان.»

ليكن اصلاح‌طلبان گر چه آن اوايل - سرمست از شكست اصولگرايان در انتخابات 24 خرداد، و نه لزوماً پيروزي خودشان!- دايه مهربان‌تر از مادر براي شعار اعتدال شدند، اما از همان زمان هم معلوم بود كه جماعت مدعي اصلاحات، دير يا زود با شعار اعتدال به چالش خواهند رسيد. اصلاح‌طلبان - به خصوص لايه فتنه‌گرشان!- بر اين گمان بودند كه با سر دست گرفتن شعار اعتدال مي‌توانند دم به ساعت بر فرق انقلاب و انقلابي‌گري بكوبند و حزب اللهي‌ها را افراطي بخوانند، غافل از اينكه كاسبي با اعتدال، قبل از هر چيز با خود شعار اعتدال تنافر دارد. از ديگر سو، خوشايند وجهه و آبروي اصلاح‌طلبان نبود كه با وجود فتنه‌گري در سال 78 و آن همه قانون‌گريزي و خبط و خطا و خيانت و افراط در سال 88 در سنگر اعتدال سكني گزينند. شايد متأثر از همين نكات بود كه چند روز پيش، يكي از روزنامه‌هاي زنجيره‌اي در ويژه نامه سياسي خود نوشت؛ «شعار اعتدال شايد براي شخص روحاني و مشخصاً دولت يازدهم، بدون فايده نباشد، اما از همين الان قابل حدس است كه اعتدال، هرگز شعار مطلوب اصلاح‌طلبان براي پروسه بازگشت بي‌هزينه يا كم هزينه به قدرت نيست. ما محروميت‌ها، بلكه ضعف‌هايي داريم كه هرگز با نسخه اعتدال شفا نمي‌يابد. لذا ما بايد بگرديم و شعار خودمان را پيدا كنيم». مثال ديگر، اين فراز از بخش «اتاق فكر» شماره 58 «هفته نامه آسمان» است؛ «به نظر مي‌رسد اعتدال، كشش زايش يك برنامه سياسي را نداشته باشد، به دو دليل، اول آنكه اعتدال يك روش است و محتواهاي مختلفي مي‌توان براي آن متصور بود. از همين حالا اصولگرايان بركناري صدرالدين شريعتي را مصداق افراط دانسته‌اند و از مشي اعتدال، به دور. اما مشكل ديگر اعتدال آن است كه اين واژه نام برنامه آيت‌الله هاشمي براي ايجاد وفاق در درون حاكميت سياسي بود و اليت حاكم را مد نظر داشت. بنابراين اعتدال اگر يك برنامه سياسي هم باشد، معطوف به بدنه سياسي و ايجاد انسجام براي عبور از بحران‌هاست و براي بدنه اجتماعي تمهيد خاصي اتخاذ نكرده است. از همين جاست كه بحث مطالبات اجتماعي در ميان بحث‌هاي سياسي گم مي‌شود و مديران دولت جديد در ميانه مطالبات اجتماعي و التهابات سياسي چنان سردرگم مي‌شوند كه راه را براي هر‌گونه سهم خواهي باز مي‌كنند.»

اتفاقاً از آنجا كه به قول نويسنده، اعتدال يك روش - يا شيوه رفتاري- است، خيلي نمي‌توان با قول ديگرش يعني «تصور محتواهاي مختلف» براي روش اعتدال موافق بود! از قرار «دين» تمام شد، اين بار نوبت «اعتدال» است كه به عارضه هرمنوتيك و قرائت‌هاي متفاوت دچار آيد! افراطيون معتدل در حالي مخالفت اصولگرايان با شيوه‌هاي غير‌اعتدالي بعضي اعضاي كابينه را - كه اتفاقاً از منظر همين شعار اعتدال صورت مي‌گيرد- سوء استفاده ايشان از شعار اعتدال تعريف مي‌كنند، كه خود نيز مي‌توانند ناظر بر «تصور محتواهاي مختلف براي روش اعتدال» مثلاً مدعي شوند بركناري صدرالدين شريعتي از مصاديق عمل به شعار اعتدال است! ادعايي كه البته از فرط خنده‌دار بودن، هرگز مطرح نمي‌شود، چراكه افراط، افراط است، حتي اگر توسط دولت اعتدال انجام شود. طرفه حكايت اينجاست؛ همين كه اصلاح‌طلبان مي‌آيند و اندك اندك نسبت معكوس خود را با شعار اعتدال نشان مي‌دهند، اولاً، بيانگر اعتراف ايشان بر افراط شان است و دوري‌شان، هم از شعار اعتدال، هم از روش اعتدال، ثانياً، مويد اين مهم است كه اعتدال در مقام عمل، خيلي هم حالا قرائت‌بردار نيست، پس تو را مجبور مي‌كند كه با بهانه‌هايي من جمله «مطالبات اجتماعي» در پي شعار ديگري باشي. هر شعاري غير از اعتدال!

اگر اصولگرايان، دليلي براي مخالفت با شعار اعتدال ندارند و في‌المثل از رئيس قوه مجريه تمنا دارند در شعاع اين شعار، جلوي قلع و قمع رؤساي دانشگاه‌ها گرفته شود، ظاهراً قوم اصلاحات خيلي زود پرده از تزوير خود كنار زده و اساساً شعار ديگري غير از اعتدال آرزو دارد. هر چه بگذرد، بيشتر معلوم خواهد شد كه مخالفان اعتدال، حزب اللهي‌ها هستند يا احزاب مخالف «راستگو»يي؟!

ما آن روز كه بحث عبور «شاه كليد» از «كليد» توسط افراطي‌هاي دوم خردادي مطرح شد، امروز را به وضوح مي‌ديديم كه اين جماعت، عليه شعار/ روش اعتدال دهان باز كنند. «مارهاي فتنه‌گر گرما ديده» اگر همين مختصر تكان خود را مديون كليد و اعتدال‌اند، خوب بود اندكي رواداري بيشتر از خود نشان مي‌دادند. مع الاسف، صداقت‌شان هم بيشتر از جنس گستاخي، بي‌معرفتي و پررويي است، تا خود صداقت! آن مديون كليد و اعتدال‌اند، اما مجنون شاه‌كليد و افراط! ما البته از عيان شدن نسبت واقعي فتنه‌گران با شعار/ روش اعتدال استقبال مي‌كنيم!

اين نوشته كامل نمي‌شود الا به ذكر نكته اي. ما از دولت يازدهم به سه شكل حمايت خواهيم كرد.

يك: با نقدهاي‌مان. نقدهاي ما حتي اگر تند و تيز باشد، در جهت خير دولت است. در همين نزديك به 100 روزي كه از عمر رياست روحاني بر قوه مجريه گذشته، ديگر كاملاً معلوم شده كه هم ما به دولت، نقدهايي داريم، هم افراطي‌هاي سهم خواه. آنچه مهم است زاويه اين انتقادات است. ما بر خلاف اصلاح‌طلبان مشكلي با شعار/ روش اعتدال نداريم، اتفاقاً از همين زاويه به دولت نقد داريم.

دو: آنجا كه بناي اصلاح‌طلبان بر عبور از كليد و اعتدال است، ما حتماً از دولت قانوني، در برابر زياده‌خواهي فتنه‌گران دفاع خواهيم كرد.

سه: هر كجا پاشنه در اين دولت بر مدار خدمت بگردد، ما گر چه «رسانه دولت» نبوده و نيستيم، ليكن بر خود فرض مي‌دانيم همچنان «رسانه خدمت» باقي بمانيم. ما اين دولت را «چهار سال از عمر مقدس جمهوري اسلامي» مي‌دانيم، فلذا همان گونه كه رهبر حكيم ما فرمودند، نه تنها دليلي براي بيگانگي با دولت نداريم، بلكه همه هم و غم ما افزودن بر كارايي دولت محترم است. بي‌شك مخالفت با شعار/ روش اعتدال، تضعيف دولت روحاني است و باب ميل كساني كه براي «پروژه عبور» در پي نمايش يك كليد ناقص، ضعيف و زنگ خورده‌اند!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار